حسين مدرسى طباطبائى

249

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

نموده ، آنچه جناب اقدس الهى كرامت فرمايد بعد از وضع بذر يك عشر از محصول اربابى محل مزبور را به صيغهء مصالحه تسليم و ادعاى حواله‌جات ديوانى ننمايند . و در ثانى مصالحه نمود عالى حضرت سيادت پناه مال المزارعهء يك عشر از محصول رسد اربابى خود را در مدت مذكور فوق با مستأجرين مزبور به مبلغ شانزده تومان تبريزى زر رايج المعامله ( نصفه تأكيدا له : به مبلغ هشت تومان تبريزى ) . بينهما عقد مزارعه و مصالحه در ثانى الحال جارى و واقع شده كه هرساله مبلغ هشت هزار دينار تبريزى نقد مصالحه و مال المزارعه را در رفع خرمن آن سال تسليم نمايند و قبض به جهت سند خرج خود بازيافت و حاصل سازند مشروط بر آن‌كه در مدت مذكوره آنچه اخراجات لايروب قنات و به هر اسم و رسم حواله‌جات در محل مزبور رخ نمايد همگى و تمامى در عهدهء مصالح لهما است و دخلى به عالى حضرت متولى ندارد . و در ثانى قرارداد چنان شد كه هرگاه در مدت مزارعه بناى قنات جديد و عمارات و باغات مثمره و غيرمثمره و تقادى رعيت گذاشته شود در رأس مدت موافق بازديد اهل خبره و وقوف و موافق حجت شرعى - در خصوص تقادى - عالى حضرت متولى عوض اخراجات را به مصالح لهما رد نموده ، ملك را متصرف شود . و شرط ديگر اين‌كه هرگاه مصالح لهما در دادن وجه اجاره و مزارعه كوتاهى و تكاهل نمايند اختيار فسخ با عالى جناب متولى است كه به هركس كه خواهند و اراده نمايند به اجاره و مزارعه بدهند . و كان ذلك تحريرا فى غرهء شهر ربيع الثانى سنهء 1215 [ مهر : ] يا ابا صالح / افوض امرى الى اللّه مرتضى قلى .